تبلیغات
حدیث - ویران گر خاموش!


أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْكُمُ اثْنَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ‏ فَیُنْسِی الْآخِرَةَ...1

اى مردم! همانا بر شما از دو چیز بیشتر مى‏ ترسم: پیروى هوای نفس و آرزوى دراز ؛ پیروى هوای نفس، آدمى را از راه حقّ باز مى ‏دارد، و آرزوى دراز، آخرت را به فراموشى مى‏ سپارد...

کافیست عبارت هایی مانند «ماشین های آخرین سیستم در خیابان های تهران» یا «
ماشین های شیک در خیابان های تهران» و مانند آن را در جستجوگر مجانی دنیای مجازی سرچ کنید، آن وقت با لیستی طولانی از اتومبیل هایی روبرو خواهید شد که این بار نه فقط در دنیای مجازی، که در دنیای واقعی و در همین خیابان ها و کوچه پس کوچه های اطراف شهرمان پرسه می زنند!

اگر چیزی بخواهد اساس جامعه ای دینی را در هم شکند و ریشه های آن را بخشکاند، مساله نظامی نیست! موضوعی دیگر است! موضوعی کهنه و قدیمی که در کلام کوتاه و عمیق امیر بیان به صورت زوجی ویران گر بیان شده است؛ «تبعیت از هوای نفس» و «آرزوهای دور و دراز»!

همین مطلب ساده اما مهم، می تواند اساس یک حکومت نوپای دینی را به شدت تهدید نماید و به تدریج، با تیغ برّان خود، بنیانش را ویران و ریشه اش را بَرکَنَد. اولین فرزند شوم این زوج فاسد هم، رخنه کردن «فساد مالی و
فاصله طبقاتی» در میان آحاد افراد جامعه است!


بیایید صفحات تاریخ را کمی ورق بزنیم!


در زمان خلفای ثلاث، فتوحات زیادی نصیب مسلمانان شد و از رهاورد این فتوحات، مال و ثروت فراوانی‏ سرازیر مرکز خلافت گشت! این ثروت به جای اینکه به مصارف عمومی برسد و عادلانه تقسیم شود، غالباً در اختیار افراد و شخصیت ها قرار می گرفت؛ به ویژه در زمان عثمان که این جریان، فوق العاده قوت یافت؛ یعنی افرادی که تا چندی پیش فاقد هر گونه ثروت و سرمایه‏ ای بودند، در مدتی کوتاه، دارای ثروتی بی‏ حساب‏ شدند! اینجا بود که دنیا کار خود را کرد و اخلاق عمومی جامعه اسلامی رو به انحطاط نهاد!

مسعودی (مورخ معروف) در مروج الذهب، ذیل احوالات عثمان می‏ نویسد:
عثمان برای اولین بار در میان خلفا، خانه خویش را با سنگ و آهک بالا برد و درهایش را از چوب ساج و عرعر ساخت و اموال و باغات و چشمه‏ هایی در مدینه برای خود ساخت. وقتی که از دنیا رفت، در نزد صندوقدارش، صدو پنجاه هزار دینار و یک میلیون درهم پول نقد بود و قیمت املاکش در وادی القری و حنین و جاهای دیگر، بالغ بر صد هزار دینار می‏ شد و اسب و شتر فراوانی از او باقی ماند! ...در عصر عثمان جماعتی از یارانش مانند خودش ثروت ها اندوختند؛ زبیر بن العوام خانه‏ ای در بصره بنا کرد که اکنون در سال 332 [یعنی زمان خود مسعودی] هنوز باقی است و معروف است. نیز خانه‏ هایی در مصر، کوفه و اسکندریه بنا کرد. ثروت زبیر بعد از وفاتش، پنجاه هزار دینار پول نقد و هزار اسب و هزارها چیز دیگر بود! خانه‏ ای که طلحه بن عبدالله‏ در کوفه با گچ و آجر و ساج ساخت، هنوز باقی است و به‏ دار الطلحتین معروف است! عایدات روزانه طلحه از املاکش در عراق، هزار دینار بود. در سر طویله او، هزار اسب بسته بود. پس از مردنش یک سی و دوم ثروتش، هشتاد و چهار هزار دینار برآورد شد! مسعودی نظیر همین ثروتها را برای زید بن ثابت و یعلی بن امیه و بعضی‏ دیگر می‏ نویسد.2

ثروت هایی بدین کلانی، نه از زمین می‏ جوشد و نه از آسمان فرو می ریزد!
تا فقرهای هولناکی پدید نیاید، هرگز چنین ثروت های بادآورده ای شکل نمی گیرد، و تا از جیب بیچاره های بینوایی به زور برداشته نشود، چنین کیسه هایی هرگز لبریز از سیم و زر نمی گردد!
 
آن قدر این گونه فسادهای مالی و فاصله های طبقاتی زیاد شد که علی (علیه السلام) در یكی از خطبه های بلیغش چنین فرمود:

وَ قَدْ اَصْبَحْتُمْ فی زَمَنٍ لایَزْدادُ الْخَیْرُ فیهِ اِلاّ اِدْباراً وَ الشَّرُّ فیهِ اِلاّ اِقْبالاً وَ الشَّیْطانُ فی هَلاكِ النّاسِ اِلاّ طَمَعاً، فَهذا اَوانٌ قَوِیَتْ عُدَّتُهُ وَ عَمَّتْ مَكیدَتُهُ وَ اَمْكَنَتْ فَریسَتُهُ. اِضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَیْثُ شِئْتَ مِنَ النّاسِ، فَهَلْ تُبْصِرُ اِلاّ فَقیراً یُكابِدُ فَقْراً اَوْ غَنِیّاً بَدَّلَ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْراً اَوْ بَخیلاً اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللّهِ وَفْراً اَوْ مُتَمَرِّداً كَأَنَّ بِاُذُنِهِ عَنْ سَمْعِ الْمَواعِظِ وَقْراً. اَیْنَ خِیارُكُمْ وَ صُلَحاؤُكُمْ وَ اَحْرارُكُمْ وَ سُمَحاؤُكُمْ؟ وَ اَیْنَ الْمُتَوَرِّعونَ فی مَكاسِبِهِمْ وَ الْمُتَنَزِّهونَ فی مَذاهِبِهِمْ3

این زمان زمانی است كه خیر پشت كرده و شر رو آورده و راه طمع شیطان باز شده، قدرت شیطان زیاد شده و فریبش عمومیت پیدا كرده و شكارش آسان شده. به هر طرف می خواهی نظر بینداز و ببین، آیا جز ناهمواری ها و ناهماهنگی ها خواهی دید؟ از یك طرف فقرایی می بینی كه در چنگال مهیب فقر و تنگدستی دست و پا می زنند و از طرف دیگر ثروتمند كافرنعمت و ناسپاس و بخیلی می بینی كه منع حقوق الهی را وسیله ی جمع مال قرار داده، و یا گوش های سنگین می بینی كه سخن حق در آنها اثری ندارد. كجا رفتند خوبان و صالحین شما، كجایند آزادگان و باگذشت ها و فداكارها؟


آری، یکی از چیزهایی که به واقع کمر حکومت خلیفه سوم را در هم شکست و ارکان حکومتش را به زانو در آورد، فساد مالی و فاصله طبقاتی بود!

اینها شوخی نیست! دروغ نیست!
بحث شیعه و سنی هم نیست!
مخصوص خلافت عثمان هم نیست!
این ها، درس ها و عبرت های تاریخ است!

می خواهیم باور کنیم یا نکنیم، اما به هر حال، امروز غفلتی بزرگ، دست کم بخشی از افراد جامعه ما را گرفتار خود نموده است! غفلتی که ثمره اش همین فاصله طبقاتی و فقر و غناییست که می توانیم با یک چشم چرخاندن ساده، در خیابان های شهرمان ببینیم! غفلت هوی و هوس! غفلت طول الامل! غفلت قدرت و ثروت! غفلت آرزوهای دور و دراز!

چقدر در کلمات امام خمینی داریم که خطاب به آحاد جامعه _به ویژه مسؤولین_ سفارش اکید داشتند که ساده زیست باشید تا بتوانید حرف حقتان را بزنید و اسیر هوی و طمع نشوید!4 امروز گویی این نصیحت مهم ایشان _که برگرفته از سخن حق امیر المؤمنین (سلام الله علیه) است_ دست کم در میان بخشی از افراد جامعه، رو به فراموشی نهاده و چونان خطری پنهان، کیان جامعه دینی را تهدید می نماید!



پی نوشت
--------------------
1- نهج البلاغة، خطبه 42.
2- مجموعه آثار شهید مطهری، ج22، ص 246 و http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=5968
3- نهج البلاغه، خطبه 127.
4- برای نمونه رجوع کنید به: آیین انقلاب اسلامی (گزیده ای از اندیشه ها و آرای امام خمینی)، نشر مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ج 2، ص 339و340.




طبقه بندی: احادیث اخلاقی، 
برچسب ها: ثروت، قدرت، ماشین های شیک، ماشین های آخرین سیستم، ماشین های آخرین سیستم در خیابان های تهران، ماشین های شیک در خیابان های تهران، ساده زیستی،
مطالب مرتبط: مَسند فریبای قدرت!،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 16 دی 1391 | توسط : حسین جوادی نیا