تبلیغات
حدیث - ثمره دوست داشتن خداوند
حدیث معراج، حدیث بسیار ارزشمندی  است که مرحوم علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) آن را با دو سند عالی نقل می کنند و دارای مضامین بلند وبشارت های بزرگی است.
تفاوت حدیث قدسی با آیات قرآن شریف، این است که در قرآن، لفظ و معنا هر دو از خداوند است، امّا در حدیث قدسی فقط معنا از خداوند است و الفاظ از پیامبر(صلوات الله علیه وآله) یا امام (علیه السلام) است.
بر طبق این حدیث شریف در شب معراج، خداوند به پیامبر خود فرمود:

 


یاأَحمَد...فَمَنْ عَمِلَ بِرِضایَ أُلْزِمُهُ ثَلاثَ خِصال: أُعَرِّفُهُ شُكْراً لا یُخالِطُهُ الْجَهْلُ وَذِكْراً لا یُخالِطُهُ النِّسْیانُ وَمَحَبَّةً لا یُؤْثِرُ عَلى مَحَبَّتِی مَحَبَّةَ الْمخْلُوقِینَ.
فَإذا أحَبَّنِی أحْبَبْتُهُ وَأفْتَحُ عَیْنَ قَلْبِهِ إلى جَلالِی...
 

فَلا أُخْفِی عَلَیْهِ خاصَّةَ خَلْقِی وُ أُناجِیهِ فِی ظُلَمِ اللَّیْلِ وَنُورِ النَّهارِ حَتّى یَنْقَطِعَ حَدِیثُهُ مِنَ الْمخْلُوقِینَ وَمُجالَسَتُهُ مَعَهُمْ وَأُسْمِعُهُ كَلامِی وَكَلامَ مَلائِكَتِی وَأُعَرِّفُهُ السِّرَّ الَّذِی سَتَرْتُهُ عَنْ خَلْقِی، وَأَلْبَسْتُهُ الْحَیاءَ حَتّى یَسْتَحْیِیَ مِنْهُ الْخَلْقُ كُلُّهُمْ وَیَمْشِی عَلى الأَرْض مَغْفُوراً لَهُ وَأَجْعَلُ قَلْبَهُ واعِیاً وَبَصِیراً وَلا أُخْفِی عَلَیْهِ شَیْئاً مِنْ جَنَّة وَلا نار وَأُعَرِّفُهُ بِما یَمُرُّ عَلَى النّاسِ فِی یَوْمِ الْقِیامَةِ مِنَ الْهَوْلِ وَالشِّدَّةِ وَما أُحاسِبُ الاْغْنِیاءَ وَالْفُقَراءَ وَالْجُهّالَ وَالْعُلَماءَ وَأُنَوِّمُّهُ فِی قَبْرِهِ وَأُنْزِلُ عَلَیْهِ مُنْكَراً وَ نَکِیرَاً حَتّی یَسْأَلُهُ وَلا یَرى غَمّرَةَ الْمَوْتِ وَظُلْمَةَ الْقَبْرِ وَاللَّحْدِ وَهَوْلَ الْمُطَّلَعِ ثُمَّ أنْصِبُ لَهُ مِیزانَاً وَأنْشُرَ دِیوانَهُ ثُمَّ أَضَعُ كِتابَهُ فِی یَمِینِهِ فَیَقْرَؤُهُ مَنْشُوراً ثُمَّ لا أجْعَلُ بَیْنِی وَبَیْنَهُ تَرْجُماناً،
فَهذِهِ صِفاتُ الْمحِبِّینَ 1 .

ای احمد،... هركس كه به آن چه من راضی هستم عمل كند، سه خصلت را به او می دهم:
شكری به او مى آموزم كه نادانى در او نباشد، و یاد خود را با او همراه می کنم به گونه ای فراموشی به او دست ندهد و محبّتی به او می دهم که آن را با محبّت موجودات در نیامیزد. پس وقتی دوستم بدارد، من هم او را دوست می دارم. کاری می کنم که چشمِ دلِ او به جلال من باز شود.(خداوند را باچشم دل ببیند) مخلوق خاصّ خود را از او مخفی نمی کنم و با او شب و روز سخن می گویم تا آنجا که کلام خود را با مردم قطع و همنشینی با آنان را رها کند. به او کلام خود و ملائکه ام را می شنوانم و او را به رازی که از خلق خود پنهان داشته ام، آگاه می کنم و لباس حیا را بر او می پوشانم به گونه ای که خلایق از او حیا کرده و آن گاه که بر روی زمین راه می رود، مغفور و بخشیده باشد و چشمِ دلِ او را باز می کنم و چیزی از بهشت و جهنم را از او مخفی نمی دارم. آن چه از ترس و وحشت که در قیامت بر مردم می گذرد، از نظرش می گذرانم و چگونگی حساب ثروتمندان، فقیران، نادانان، و آگاهان را به او نشان می دهم. او را درقبر می خوابانم و بر او نکیر و منکر را نازل می کنم تا از او پرسش کنند، در حالی که او از مرگ و تاریکی قبر و لحد و روز قیامت ناراحتی ندارد. برای او دادگاهی قرار می دهم و نامه عملش را می گشایم؛ پس آن را در دست راستش قرار می دهم و او آن را باز شده می خواند و بین خود و او واسطه ای نمی گذارم، و این صفات دوستدارن من است.
می بینیم که خداوند به کسانی که مقداری محبتش را در دلش داشته باشد چقدر عنایات زیادی می کند.چه خوب است به جای کاشتن محبت اغیار محبت او را در دلمان بکاریم که ثمرات زیادی در دنیا و آخرت دارد.
 
************************************************

1. بحارالانوار، ج27،ص28




طبقه بندی: احادیث اعتقادی،  احادیث اخلاقی، 
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 14 آذر 1391 | توسط : مسعود ساعدی