تبلیغات
حدیث - هر شاخه، یک گنجشک؛ هر خانه، یک قناری!
چند روز پیش رفتم نونوایی و چند تا لواش گرم و تازه گرفتم.

نونای گرم رو پهن کردم روی صفحه توری جلوی نونوایی تا کمی خنک بشه...
.
.
.
بین اون همه صدای بوق و گاز ماشین ها، صدای خوشی گوشم رو نوازش می داد:
جیک...جیک...جیک...جیک...
.
.
.
سرمو بالا گرفتم و به درخت بی بر کنار نونوایی خیره شدم.

صدای جیک جیکه گنجشکای زیادی بود که به هوای چند تکه نونی که از پهن شدن نونها پایین میفتاد، روی اون درخت جمع شده بودند و انگار با جیک جیکشون، سر ِ صف تکه های نون، دعوا داشتن!

چند لحظه به فکر فرو رفتم!
چرا روی درختای دیگه اینقدر گنجشک جمع نمیشه؟!
اینهمه گنجشک، چرا اینجا؟! کنار نونوایی؟!
اون هم به انتظار چند تکه نونی که بی اختیار از دست ما زمین میفته؟!
.
.
.
چکار کنیم از همه درختامون صدای قشنگ گنجشکا و کبوترا بیاد؟!
چکار کنیم که توی شهرمون به جای دو سه تا کلاغ سیاه، هزاران پرنده سفید و شاداب پرواز کنن؟!




*** با حیوانات مهربان تر باشیم
***



ان شاء الله نوشتار بعدی، درباره نگاه پیشوایان دین به چگونگی برخورد با حیوانات و سیره عملی آنان در این باره خواهد بود.




طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: حیوانات، مهربانی با حیوانات، آزار حیوانات، حیوان آزاری، شکنجه حیوانات،
مطالب مرتبط: چرا این قدر پرنده های شهرمون کم شدن؟!، سیره پیشوایان دین در برخورد با حیوانات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 18 مهر 1391 | توسط : حسین جوادی نیا