تبلیغات
حدیث - چرا این قدر پرنده های شهرمون کم شدن؟!
گفتم:
بالای سرتو نگاه کن! چند تا پرنده می بینی!

سرش رو بالا گرفت، دستش رو چتر پیشانیش کرد و با چشمانی نیم خفته، نگاهی بالای سرش انداخت و گفت:
دو تا!

و با دستاش اشاره کرد:
اونجا!
دو تا کلاغ!

از لای ساختمونا، نگاهش افتاد به گوشه آسمون و گفت:
یکی هم اون گوشه داره پرواز می کنه، فکر کنم گنجشک باشه!
پس شد سه تا!
آره، جمعا سه تا پرنده، توی این آسمون تیره و پر از آلاینده های جوی دارن پرواز می کنن!

سرش رو از آسمان دزدید و رو به من کرد و با نگاهی تعجب آمیز و البته کمی بی خیال، پرسید:
خب، که چی؟ سه تا پرنده یا صد تا پرنده!
چه فرقی می کنه!
چیزی که زیاده پرندس!

لبخند تلخی زدم اما چیزی نگفتم. به آسمون بالای سرم خیره شدم.


از سکوتم کمی به فکر فرو رفت!

دستی سرش کشید و پشت سرش رو خاروند و گفت:
راستی! چرا این قدر پرنده ها کم شدن؟!
بچه که بودیم، گنجشکا اونقدر زیاد بودند که از جیک جیکشون صبحها، پشت بوم، بیدار می شدیم اما الان سه تا بیشتر نبودن! تازه، دو تاشم کلاغ بود!

سری تکون دادم، آهی کشیدم و گفتم:
اون شعر قدیمیا یادته؟
گنجشگکه اشی مشی، لب بوم ما مشین ...

گفت:
آره، یادش بخیر! چه شعر بامزه ای بود!

بعد ادامه داد:
چند سال پیشا چقدر پرنده تو آسمون زیاد بود، اما الان نیست!

بعد دوباره سرش رو بالا گرفت و چتر دستش رو لب پیشونیش جفت کرد و با دقت بیشتری نگاه کرد بلکه بتونه چند تا پرنده دیگه هم پیدا کنه!
اما حیف!
همون کلاغا هم رفته بودند و دیگه خبری از اون یه دونه گنجشککه اشی مشی هم نبود!

راستی، چرا این قدر پرنده های شهرمون کم شدن؟!


------------------------------
ان شاء الله در سلسله نوشتارهای بعدی، نگاه پیشوایان دین به چگونگی برخورد با حیوانات و سیره عملی آنان در این باره را خواهم نگاشت؛ شکیبا باشد.




طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: حیوانات، مهربانی با حیوانات، آزار حیوانات، حیوان آزاری، شکنجه حیوانات،
مطالب مرتبط: هر شاخه، یک گنجشک؛ هر خانه، یک قناری!، سیره پیشوایان دین در برخورد با حیوانات،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
نوشته شده در تاریخ : شنبه 15 مهر 1391 | توسط : حسین جوادی نیا